تأثیر آرایش تمرین (شیوه های تمرینی خودتنظیم و غیرخودتنظیم) بر یادگیری تکالیف ردیابی ساده و پیچیده

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه یزد

2 استاد دانشگاه شهید بهشتی

3 استادیار دانشگاه شهید بهشتی

4 استاد مدعو دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر آرایش های مختلف تمرینی خودتنظیم و غیرخودتنظیم بر اکتساب، یادداری و انتقال تکالیف ردیابی ساده و پیچیده انجام شد. به همین منظور 96 دانشجوی دختر و پسر راست دست دانشگاه یزد با دامنة سنی 24-18 سال که واحد تربیت بدنی عمومی (1و2) را در نیمسال اول 88-1387 اخذ کرده بودند، به طور داوطلب انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 8 گروه (4 گروه تکلیف ردیابی ساده و 4 گروه تکلیف ردیابی پیچیده) 12 نفری گمارده شدند. هر یک از 4 گروه تمرینی در قالب آرایش های تمرینی (قالبی، تصادفی، خودتنظیم و جفت شده با خودتنظیم) قرار گرفتند. روش تحقیق از نوع نیمه تجربی است. تکلیف مورد استفاده در این تحقیق ، نوعی تکلیف ردیابی است که به صورت نرم افزاری طراحی شده و هدف از اجرای آن ردیابی مسیر با حداکثر سرعت و حداقل خطا است و معیارهای اکتساب تکلیف، زمان حرکت و خطای حرکت (کلیک) منظور شد. آزمودنی ها پس از شرکت در پیش آزمون، در مرحلة اکتساب (2 جلسه)، 8 بلوک 16 کوششی را تمرین کرده و پس از 24 ساعت در آزمون یادداری و انتقال شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش های آماری تحلیل واریانس عاملی مرکب و آزمون تعقیبی بونفرونی آزمایش شد. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری بین روش های مختلف آرایش تمرین و نوع تکلیف از زمان حرکت وجود دارد (05/0 P<)، یعنی اثر تداخل زمینه ای در مرحلة اکتساب و یادداری زمان حرکت مشاهده شد، در حالی که بین روش های مختلف آرایش تمرین و نوع تکلیف از خطای کلیک تفاوت معنی داری مشاهده نشد؛ به عبارتی اثر تداخل زمینه ای در رابطه با خطای کلیک مشاهده نشد. تفاوت ها در مرحلة انتقال معنی دار نبود، ولی گروه های خودتنظیم از هر دو نوع تکلیف نسبت به سایر گروه ها از میانگین عملکردی بهتری برخوردار بودند. این یافته پیشنهاد می کند ضمن بهره گیری از تاثیرات مثبت تداخل زمینه ای، روش تمرینی خودتنظیم را نیز می توان به عنوان متغیر اثرگذار در سازماندهی تمرین محسوب کرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effects of Scheduled Practices (Self-Regulated and Non-Self-Regulated) on Learning of Simple and Complex Tracking Tasks

نویسندگان [English]

  • R Rahavi 1
  • M Aslankhani 2
  • B Abdoli 3
  • A Vahabzade 4
چکیده [English]

The aim of the present study was to investigate the effects of various scheduled practices (self-regulated and non-self-regulated) on the acquisition, retention and transfer of simple and complex tracking tasks. 96 right-handed undergraduate students (age rang: 18-24 years old) volunteered to participate in this study (48 females, 48 males). These students participated in physical education classes (1 & 2) in their first semester of 1387-88. Participants were assigned to one of eight different groups (n=12), which differed in types of tasks performed (simple tracking or complex tracking) and the practice schedule used (blocked, random, self-regulated, or yoked). The method was quasi-experimental. These tasks were designed as software and appeared on a computer monitor. The movement time and movement error (click) were assigned as scores in different groups. After the pretest, the subjects practiced 8 16-trial blocks in 2 sessions. 24 hours later, they participated in the retention and transfer tests. The data were analyzed by mixed factorial ANOVA and Bonferroni post hoc test. The results showed a significant difference between various scheduled practices and type of task in various stages of movement time (P<0.05) (i.e. the effect of contextual interference in the acquisition and retention of movement time of tracking tasks was observed). Meanwhile, there was no significant difference between various scheduled practices and type of tasks in various phases of movement error (click). The differences were not significant in transfer test, but the self-regulated groups showed the most improved performance in various phases of test. These findings suggest the effectiveness of contextual interference and they show that self-regulated practice is an important variable for scheduled practice.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Contextual interference
  • Self-Regulation
  • Task Complexity.
  • Tracking Tasks